کثافت، کثافت و بازم کثافت.
ش مثل شب. همون شبی که یه تصویر داری و یه دست. یه زبون چرخون و یه نم شیرین.
م مثل منطقهی ممنوع. همونجا که یه بوگندوی گندهی ریشو وایساده. یا دولا میشه یا دو زانو میشینه.
ک مثل کام. همون کامی که عجب شیرین بود. رفقا رله شدن. وسیله هم بود. اما درست همون شبی که ما هم پایه شدیم یه دست کثیف خورد تو پوزمون. تخیلی برگشتیم خونه.
خ مثل خر. همون خری که هر روز تو آینه میبینم. اونوقت از قبرس میارن. آخه یکی بگه کی گفته تو اون مکعب گنده کسی هست؟
پ مثل پاچه. طفلکی تازه پاهاش رو سفید کرده. نمیذارن با شرتک بیاد بیرون به پاچههاش حال میده. بوق هم که میزنی میره تو وبلاگش مینویسه از من استفادهی ابزاری شد. تازه میره پایتخت سیدی زیرمیزی هم میخره.
آ مثل آدم. اینم از اون کلمههاست. با هر رنگی مینویسم چشمم رو میزنه.
د مثل دین. این یه قلم جنس رو بیخیال.
پ مثل پول. سگپدر انگار گربه مرده کاشتیم تو باغچه. هر چی جون میکنی در نمیاد.
و مثل ویسکی. اونم از نوع اسکاچ. بعدشم یه قلیون پرتغال. بعدشم سکس با اون موشرابی گولی بولی. پدرسوخته از منم بیشتر خورده. این یکی رو جایی نگید فردا وبلاگ مارم فیلتر میکنن حیوونا.
گ مثل گوساله. تو هندوستان گوسالهها حکومت میکنن و خدایی. اینجا اونایی که حکومت میکنن گوسالهاند.
ع مثل عشق. یه دونه از این قلبای تیرخورده کف سنگ مستراح خونه نقاشی کردم. آخ که چه حالی میده...
ر مثل راک. آخ که تا صبح Grave Worm گوش دادن یه دنیای دیگَس. یه بند جیغ میکشه. واسه خودش کلی شیطون پرسته. اون وقت از دماغ من خون مییاد. لجن تو این زندگی سگی!
بسه دیگه زیاد زر زدم. اینم یه جمله از یه
دختر مامانی گولی بولی:
«رئاليسم کثافت زندگی حالم را بهم می زند!»
مانیا... 15 تیرماه 1383
Labels: Dirty Letters